قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
166
تاريخ الفي ( فارسى )
- خصوصا كه يكى به عزل ديگرى رفته باشد - در ميان عمرو عاص و عبد اللّه بن سعد منازعه ظاهر شد و تعلّل در امور يكديگر مىكردند و هريك كتابتى مشتمل بر شكايت از ديگرى به ذو النورين نوشتند . ذو النورين ، عمرو عاص را از عمل خراج مصر عزل كرد و عبد اللّه بن سعد را در تمام امور مصر و اسكندريّه مطلق العنان گردانيد . عمرو بالضروره متوجّه مدينه شد و در آن بلدهء طيّبه ساكن گشت و دايم در مقام خبث و غيبت ذى النّورين مىبود و عداوت با وى مىورزيد تا به حدّى كه بدان سبب خواهر پدر و مادرى ذى النّورين را كه زن او بود طلاق داد . از آن جمله آن است كه در سال سابق ذو النّورين ، عبد اللّه بن سعد را فرمود [ ه بود ] تا با لشكرى به افريقيّه رفت ، و به او نوشته بود كه « اگر در فتح افريقيّه به مقدار طاقت و قدرت خود سعى كنى و آن بلده را فتح نمايى از غنايم آن بلاد خمس الخمس را به طريق نعلبها « 1 » به تو مسلّم باشد . » و عبد اللّه بن نافع بن عبد القيس و عبد اللّه بن نافع بن الحارث را بر جمعى امير گردانيده و اشارت فرمود تا به مدد عبد اللّه بن سعد روند . عبادلهء ثلاثه بعد از جمع ، به موجب فرموده ، به رفاقت متوجّه افريقيّه شدند . چون به حدود آن مملكت رسيدند بنابر كثرت لشكر آن ديار و شوكت و عظمت حكّام و سلاطين آن ولايت دخول در افريقيّه ننمودند و مراجعت كردند . و در اين سال عبد اللّه بن سعد چون بر سرير حكومت مصر و توابع متمكّن گشت به ذو النّورين نامه فرستاد و دستورى خواست تا لشكر به جانب افريقيّه كشد و التماس مدد نمود و كثرت دشمن آن ديار را معروض داشت . ذو النّورين اعيان مهاجر و انصار را جمع كرده و در آن باب به ايشان مشورت نمود . اكثر صحابه به رأى اتّفاق نمودند كه عبد اللّه بن سعد را به جهاد اهل افريقيّه رخصت بايد داد و مدد بايد فرستاد « 2 » . بنابراين ذو النورين لشكرى انبوه ترتيب نموده به مدد عبد اللّه بن سعد فرستاد و طايفهاى از اشراف صحابه ، [ از جمله ] عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن عمر ، در آن لشكر بود . « 3 » بعد از رسيدن ، عبد اللّه بن سعد با تمام ايشان روى به افريقيّه نهادند و در راه عقبة بن نافع نيز با جمعى از مسلمانان كه در حوالى او بودند به ايشان ملحق شده به اتّفاق به جانب دشمن شتافتند . چون به شهر طرابلس - كه قريب به حدود مغرب است - رسيدند فوجى از لشكر در آن نواحى بودند ، ايشان را غارت نموده به مملكت افريقيّه درآمدند و عساكر به هرطرف
--> ( 1 ) . نعلبها : مالى كه پادشاه در وقت مرور از موضعى از صاحب آن مىگيرد به بهاى نعل اسب خود كه از آنجا عبور كرده است ؛ - برهان قاطع ، ص 2148 ، يادداشت دكتر معين . ( 2 ) . در مورد اعتراض مسلمانان به فرماندهى عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 2099 . ( 3 ) . ابن خلدون معتقد است كه امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) نيز جزو همين لشكر بودند ؛ - العبر ، ج 1 ، ص 562 ؛ نيز - الأعلام .